دلانه


    نویسندگان

    آسمونتون بی ستاره *

    شنبه, ۷ مرداد ۱۳۹۶، ۱۲:۵۷ ق.ظ

    یک ماهه که عموجانم به رحمت خدا رفتند

    نمی دونم از خود همیشگیم فاصله گرفتم یا حقیقتا این حس تنهایی رو بیشتر حس می کردم

    وقتی مامان بزرگم فوت کردن یا سال پیش که عمو دومی فوت شدن، خیلی ناراحت بودم خیلی، خیلی هم گریه کردم اما بیشترین اشکم برای اون ها بود که الان چه حالی دارن، تا ساعت ها سر خاک موندم و قرآن خوندم و دعا

    اما برای خان عمو، بیشتر برای تنهایی خودمون و نبود عمو گریه می کردم حس می کرد دیگه بی پناه شدیم انگار هر چند خیلی حس نمیشد اما واقعا بزرگتر بودن

    این رو تو رفتار بقیه هم می دیدم، وقتی همه خواستن بابا رو دیرتر سر خاک بیاریم، وقتی بابا بلند بلند گریه می کردن و همه به تکاپو افتاده بودن بابا رو راهی خونه کنند حتی بچه های خان عمو

    خواهرم می گفت حالا دیگه باید بیشتر حواسمون به بابا باشه چون نگاه همه بهشونه الان بزرگتر فامیل بابان

    و من این رو وقتی پسر عمو کوچیکه با صورت سرخ از گریه به بابا رسید و هق هق گریه اش بلند شد بیشتر حس کردم

    همه این ها باعث شد بیشتر از عمو به فکر بی کسی خودم باشم به جای نشستن بیشتر سر خاک و قران خوندن، برگشتم خونه تا از اون فضا دور بشم

    همون موقع به این ها فکر کردم... فکر کردم هنوز به روز محشر نرسیده انقدر خودخواه شدم، عمو رو فراموش کردم و چسبیدم به تنهایی خودم ... روز محشر که دیگه همه به فکر خودشونن که هیچ از هم دیگه فرار هم می کنند، پس من به چی دلخوش کردم، نگاهم به دستای کی میخواد باشه اون موقع جز خودم؟... اوضاع داغونی خواهم داشت و بدتر این که اصلا به فکر خودم نیستم

    بیاید برای هم دعا کنیم برای تنهایی مون وقتی توی قبر گذاشته میشیم، وقتی ازمون سوال میشه و حرفی برای گفتن نداریم و ... برای دستای خالی مون در روز محشر


    -------------------------------------------------

    * خواهرزاده ی سه ساله ام میگه خان عمو ستاره شدن رفتن تو آسمونا

    • سما بانو

    همدل  (۹)

    سلام

    خدا رحمتشون کنه ان شاءالله:((
    پاسخ:
    سلام ضحی عزیز

    ممنونم... خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه 

    یاعلی
  • خانم الفــــ
  • سلام
    روحشون قرین رحمت الهی...
    پاسخ:
    سلام بانو
    ممنونم
    خدا رفتگان شما رو هم بیامرزه

    یاعلی
  • یک انسان بی دغدغه ولی شما باورنکن
  • هرچی میام بنویسم میبینم اوضاعم خرابتر از این حرفاست پس ...


    خدارحمتشون کنه
    پاسخ:
    سلام
    کاش درستش کنیم :(
    متشکرم
    خدا رفتگان تون رو بیامرزه

    خوش آمدید به دلانه

    باعلی
    سلام مومن. جزاکم الله خیرا


    خدا همه درگذشتگان خصوصا خان عموی شما را هم مورد رحمت خودش قرار بده و سر سفره امیرالمومنین سلام الله علیه و آله بنشونه ان شاء الله صلوات

    تفسیر قشنگی بود از اینکه ما هر کدوم به فکر خودمون و تنهائی خودمون هستیم...واقعیت هم همینطوره...
    گاهی که با خودم خلوت می کنم، میگم ببین یهوئی میری و هیچی به هیچی...اوضاع داغون...
    ظواهر امر که تعطیل، باطنش را هم خدا بیامرزه...

    ولی با همه اینها، هم می ترسم و هم میگم خدا که دلش نمیاد....ارحم الراحمین و اینطوری؟!!...مگه میشه؟!!مگه داریم؟!!
    خلاصه که همیشه در آمپاس به سر می بریم(لبخند)


    بچه فسقلی ها هم که دمشون گرم...به هفت هشت سالگی که می رسند تازه از خدا می پرسند...خدا کیه؟!!کجاست؟!!از کجا اومده؟!!ما را چرا خلق کرده؟!!...اوووووف...ماجراها دارید حالا حالا ها(لبخند)

    عاقبتتون به خیر به حق حضرت ابوتراب
    یا علی
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم از دعای خوبتون... اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
    ان شالله عمر عریض و طویلی داشته باشید 
    دقیقااا بنده هم دلخوشم به رحیمیت خدا ... خدا خودش با نظر لطف همیشگیش هوامون رو داره ان شالله

    البته من بچه ها بیشتر از دوسال داشته باشند خیلی طرفشون نمی‌رم :) که البته تر که این خواهرزاده زیادی عزیزن و حسابشون سواست و گرنه بقیه خواهرزاده ها و برادرزاده ها این سن رو اکثرا رد کردند و حتی بزرگتر از خاله شونم هستن :)))

    بهترین ها نصیبتون

    یاعلی
    خواهر جان ... با عرض تسلیت و غفران الهی برای عموی بزرگوارتون و صبر برای پدر گرامی تون ...
    پاسخ:
    سلام بر مهدیه ی عزیز
    ممنونم از شما بانو

    خدا سایه پدر و مادر رو بالا سرتون نگه داره در سلامت کامل

    یاعلی
    خدارحمت شون کنه.

    چقدر سخته اون لحظه ها، من خیلی کم بهش فکر میکنم از ترسم احتمالا
    پاسخ:
    سلام م.جان خودمون
    غم نبینی الهی... ممنونم

    خیلی سخت... اما خب مجبوریم بهش فکر کنیم تا حواسمون رو بیشتر جمع کنیم

    یاعلی
  • مهدی شریفی
  • سلام
    خدایشان بیامرزاد
    پاسخ:
    سلام
    خدا خیرتون بده و رفتگان شما رو هم بیامرزه

    یاعلی
    سلام بانو
    خدا رحمتشون کنه...همه رفتگان رو...

    بله واقعا...یه روزی میاد که خودمون با خودمون تنها میشیم
    باید ببینیم جرئت اینو داریم با خود واقعی و نفس مون مواجه بشیم؟؟؟
    روحمون در چه حالیه الان؟؟
    اگه هیچکسی و هیچ چیز کنارمون نباشه حالمون چطوریه؟ چقدر خوبیم و چقدر بدیم؟؟؟

    وای بر روزی که جرئت نکنیم با بدی های خودمون روبرو بشیم....

    اما همینکه صادقانه دیدیم و اعتراف کردیم پیش خدا،خدا هم حتما نجاتمون میده...فقط باید هر روز و هر دفعه بریم سراغ نفسمون،یه وقت دیر نشه....

    زیاد گفتم،معذرت....
    دغدغه ام بود...
    پاسخ:
    سلام
    ممنونم خدا رفتگان شما رو بیامرزه 

    هر روز و هردفعه ...

    لطف کردین بانو :)... استفاده می کنیم

    یاعلی
    سلام علیکم مومن
    خدارحمتشون کنه و میهمان ارباب باشند
    عاقبتتون بخیر بحق حضرت ابوتراب
    پاسخ:
    سلام علیکم
    ان شالله
    خدا رفتگان شما را هم بیامرزه

    یاعلی

    ثبت یک دلانه

    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">